"دوستت دارم" را ارزان حراج نکنید
بچه كه بودم داييم هميشه از من ميپرسيد "چندتا منو دوست دارى؟" بعد بايد ثابت ميكردم كه زياد دوستش دارم. با مفهوم و كلمه ى بى نهايت آشنايى نداشتم و سعى ميكردم با مصداق بيرونى برايش توضيح بدهم. سعى ميكردم بيشترينى كه بلدم را بگويم. مثلا تا انتهاى آسمان! به تعداد شن هاى كف همه ى درياها و اقيانوس ها! به تعداد تمام ستاره ها... هميشه هم آخرش نگاهم ميكرد و ميگفت: "نه! كمه!" همين باعث ميشد فكر كنم دفعه ى بعد يك چيزى بگويم كه مثلا از تعداد شن هاى كف درياها هم بيشتر
برچسب:
نویسنده: پرنیا کاظمی
تاريخ: شنبه
3 مرداد
1405 ساعت: 18:45